‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسطین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسطین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ تیر ۲۶, پنجشنبه

پدران، از غزه تا تهران ...


عکس بالا پدر نوجوان شهید شده، محمد ابوخدیر است که در حمله جنایتکاران رژیم صیهونیستی به غزه شهید شد 

عکس پایین هم پدر محمد مختاری، نوجوان ایرانی است که در تجمع اعتراض آمیز ۲۵ بهمن ماه، بوسیله گلوله لباس شخصی‌‌ها شهید شد 
شبیهند؟ اما یک تفاوت بزرگ دارند: بعد از شهادت محمد ابوخدیر، خانواده ‌اش توانستند یک تشییع جنازه در غزه برای فرزندشان برگزار کنند، اما در مورد محمد مختاری نه تنها چنین اجازه‌ای نیافتند که نیروهای لباس شخصی‌ و انتظامی، با یورش شبانه به خانه محمد مختاری، پیکر فرزند را ربودند و در روز بعد، در یک تشییع جنازه فرمایشیِ دولتی، به عنوان بسیجی‌ دفنش کردند. روایت پدر و برادر محمد مختاری دردناک است و عبرت آموز 

پی‌نوشت - یک سوزن هم به بعضی‌ از دوستان همفکر که به هر دلیلی‌، صدای‌شان در مقوله غزه خیلی بالا نیست: این پدر است، پدر یک نوجوان غیر نظامی که در حمله کور اسراییلی‌ها شهید شد. از این جنس پدران روزانه در غزه تولید میشود؛ دردمند، دلشکسته، و از همه مهمتر مظلوم، به اندازه پدر محمد مختاری، مادر سهراب اعرابی. قبلا هم تاکید شد، الان هم موکد می‌کنیم که ظلم محکوم است، چرا ایران، چه غزه و چه فلسطین! 

۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه

دوباره صدای پای دموکراسی خواهان به گوش می‌رسد ...


هنوز صدای شیون آن فلسطینی که خانه‌اش را به هیچ از دست داد قطع نشده ...
هنوز بوی گاز ساردین و خردلی که در میان اطلاع و کمک "دموکراسی خواهان" جهان، بر سر و روی زن و کودک حلبچه‌ای و سردشتی فرود آمد به مشام می‌رسد... 
 هنوز افغانستان داغدار صدهزار نفر کشته روس و طالبان و بعد از طالبان است ...
هنوز داغ پانصد هزار کودک کشته شده حاصل تحریم "دموکراسی خواهان" در عراق، بر دل‌ مادران‌شان سرد نشده ...
 هنوز القاعده و بنیادگرایان شیعه و سنی، در پناه امنیت ایجاد شده "دموکراسی خواهان"، در منطقه جولان میدهند ...
 چه میشود کرد؟
 نمی‌بینید چگونه بحرین و عربستان دمکرات شدند؟ 
نمی‌بینید چگونه به کمک دموکراسی خواهان، مصر و لیبی‌ از چنگال خفقان دیکتاتور‌هایشان راحت شدند و به بهشت برین تبدیل شدند؟!!!

و اینک دوباره پای دموکراسی میاید، صدای پای دموکراسی خواهان، تا سوریه را به جزیره‌ ثبات راهنمایی کنند، همانطور که فلسطین را کردند، مصر را کردند، لیبی‌ و افغانستان و عراق را کردند ...

۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه

"دفاع از خاک" در مقابل متجاوز خارجی‌ نه تنها مشروع است که مقدس است


کشوری داریم بنام اسرائیل، کشوری که برخلاف همه معاهدات بینلمللی و در مقابل همه قوانین جهانی‌، ۶۰ سال است که یک کشور را اشغال کرده و ملت آن را کوچانده و روزانه از آنها میکشد. کشوری که "نژاد پرستی" دینی و قومی در بافت حکومت آن رسوخ کرده و در اعمال آن متبلور است. کشوری که سابقه تجاوز به تک‌تک همسایه‌هایش را دارد و در سه نوبت، به سه کشور غیر همسایه نیز حمله کرده. عضو سازمان انرژی اتمی‌ نیست و پروتکل الحاقی را امضا نکرده و واضحا صنایع پیشرفته تسهیلات هسته‌ای و میکروبی دارد و با وجود همه اینها، از کوچکترین پیگیری جهانی‌ مصون است. نمی‌توان آنها را در سطح جهانی‌ بازخواست کرد، چون "آمریکا" و "اروپا" متعهد به تضمین خواست‌های نامعقول آنهاست، حتا اگر قیمت این خواست‌ها خون و مال دیگر ملل باشد

در مقابل ملت فلسطین را داریم: ملی پایمال شده با سرزمینی غصب شده، ملتی که شصت سال است که از سرزمین‌شان رانده شده و از اولیه‌ترین حقوق انسانی‌ و شهروندی‌شان محروم شده اند. توقع‌شان صلح است و سرزمینی که طبقه معاهدات بینلمللی حق‌شان است، به آنها تعلق دارد. اسلحه‌شان سنگ است و فلاخن و احیانا اسلحه‌هایی‌ که اگر در مقابل حریف‌شان بگذاریم، قطره‌ٔ‌ای است در مقابل دریا، حریفی که نامحدود از ذخایر مالی‌ و تسلیحاتی دنیا برخوردار است


"دفاع از خاک" در مقابل متجاوز خارجی‌ نه تنها مشروع است که مقدس است. چشم‌هایمان را باز کنیم و حقی‌ که برای خودمان در مقابل تجاوز عراق مشروع دانستیم، برای فلسطین نیز مجاز بدانیم، کشور و ملتی که از هستی‌ ساقط شده. برای‌شان هیچ چیز نمانده غیر از غروری نابود شده و شخصیتی‌ مچاله شده و خاطره‌ای از سرزمینی که قدمت آن به بیش از دو نسل می‌رسد





۱۳۹۰ شهریور ۳۰, چهارشنبه

مظلومیت ملتی بنام فلسطین و معیار‌های دوگانه آمریکا



منبع کاریکاتور
"در نهایت این اسراییلی‌ها و فلسطینیان هستند نه ما که باید درباره مسائل مورد اختلاف توافق کنند: مرز و امنیت، آوارگان و بیت المقدس." اینها قسمت‌هایی‌ از صحبت‌های باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا است که در ادامه هشداری بیان شد که به سران فلسطین داد که "هیچ میان‌بری برای تاسیس کشور مستقل در کار نیست". با این جمله ایشان عملا در برابر لایحه‌ای که در روزهای آینده با محتوای تشکیل و به رسمیت شناختن کشور فلسطین قرار است در صحن سازمان ملل مطرح شود موضع گرفت. به بهانه بی‌ طرفی‌ و با این استدلال که این مشکل باید در قالب مذاکرات دوجانبه اسرائیل - فلسطین حل و فصل شود ، عملا حق سازمان ملل و دیگر کشور‌های جهان را برای ورود به مساله‌ای که طرفین آن نه دو کشور همتراز، که ملتی بی‌ خانه و سنگ بدست، در برابر پنجمین کشور دارای ارتش قدرتمند دنیا است نقض کرد. کشوری که یکی‌ از نماد‌های آپارتاید دولتی است: حقوق اقلیت‌ها در آن نقض میشود و عملا ترور ابزاری است در خدمت آن دولت، به معاهدات بین‌المللی پایبند نیست و عملا هر آنچه که مخالف با امیال و خواسته‌های خود باشد راد می‌کند و نقض می‌کند، می‌خواهد قطعنامه سازمان ملل باشد یا تعهدی الزام آور.
فارغ از اینکه این نوع بیانِ آمریکا نه تنها بی‌ طرفی‌ نیست که عملا دفاعی یک جانبه و آشکار از اسرائیل در مقابل فلسطینی است که شش دهه است نماد مظلومیت و مبارزه‌ای ناکام است، سوألی که پیش میاید این است که چیست دلیل این معیار‌های دوگانه و متناقض آمریکا در قبل کشور‌های دنیا در شرایط تقریبا مشابه؟ چگونه بود که جامعه جهانی‌ و در راس آن آمریکا در قضیه سودان آنگونه ورود می‌کند، در ماجرای یوگوسلاوی آنگونه نیرو گسیل می‌کند، در جریان حمله عراق به کویت چنان لشکر کشی‌ راه میاندازد، ولی‌ اینجا در مقابل طرح تاسیس کشور فلسطین اینگونه اعلام موضع می‌کند؟ با این اوصاف ما حق نداریم که آمریکا را به عدم صداقت متهم کنیم؟ حق نداریم که به دیپلماسی آمریکا به دیده شک بنگریم؟ حق نداریم که حق بدیم به ملت‌هایی‌ که به آمریکا به چشم کشوری در خدمت اهداف اسرائیل مینگرند؟