کشوری داریم بنام اسرائیل، کشوری که برخلاف همه معاهدات بینلمللی و
در مقابل همه قوانین جهانی، ۶۰ سال است که یک کشور را اشغال
کرده و ملت آن را کوچانده و روزانه از آنها میکشد. کشوری که "نژاد پرستی" دینی و قومی در بافت حکومت آن
رسوخ کرده و در اعمال آن متبلور است. کشوری که سابقه تجاوز به تکتک همسایههایش
را دارد و در سه نوبت، به سه کشور غیر همسایه نیز حمله کرده. عضو سازمان انرژی
اتمی نیست و پروتکل الحاقی را امضا نکرده و واضحا صنایع پیشرفته تسهیلات هستهای
و میکروبی دارد و با وجود همه اینها، از کوچکترین پیگیری جهانی مصون است. نمیتوان
آنها را در سطح جهانی بازخواست کرد، چون "آمریکا" و "اروپا"
متعهد به تضمین خواستهای نامعقول آنهاست، حتا اگر قیمت این خواستها خون و مال
دیگر ملل باشد.
در مقابل ملت فلسطین را داریم: ملی پایمال شده با سرزمینی غصب شده، ملتی که شصت سال است که از سرزمینشان رانده شده و از اولیهترین حقوق انسانی و شهروندیشان محروم شده اند. توقعشان صلح است و سرزمینی که طبقه معاهدات بینلمللی حقشان است، به آنها تعلق دارد. اسلحهشان سنگ است و فلاخن و احیانا اسلحههایی که اگر در مقابل حریفشان بگذاریم، قطرهٔای است در مقابل دریا، حریفی که نامحدود از ذخایر مالی و تسلیحاتی دنیا برخوردار است.
در مقابل ملت فلسطین را داریم: ملی پایمال شده با سرزمینی غصب شده، ملتی که شصت سال است که از سرزمینشان رانده شده و از اولیهترین حقوق انسانی و شهروندیشان محروم شده اند. توقعشان صلح است و سرزمینی که طبقه معاهدات بینلمللی حقشان است، به آنها تعلق دارد. اسلحهشان سنگ است و فلاخن و احیانا اسلحههایی که اگر در مقابل حریفشان بگذاریم، قطرهٔای است در مقابل دریا، حریفی که نامحدود از ذخایر مالی و تسلیحاتی دنیا برخوردار است.
"دفاع از خاک" در مقابل
متجاوز خارجی نه تنها مشروع است که مقدس است. چشمهایمان را باز کنیم و حقی که
برای خودمان در مقابل تجاوز عراق مشروع دانستیم، برای فلسطین نیز مجاز بدانیم،
کشور و ملتی که از هستی ساقط شده. برایشان هیچ چیز نمانده غیر از غروری نابود
شده و شخصیتی مچاله شده و خاطرهای از سرزمینی که قدمت آن به بیش از دو نسل میرسد.
