‏نمایش پست‌ها با برچسب زهرا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زهرا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه

حبس یا حصر؟

آنچه که بر سر میرحسین و شیخ و خانم رهنورد آورده اند یقینا "حصر خانگی" نیست: حصر خانگی تعریف دارد، محصور در چهارچوب یک خانه، از آزادی عمل برخوردار است، به امکاناتی دسترسی دارد که محبوسان ندارند. بدترین حصر‌های خانگی جمهوری اسلامی که سکونت در خانه‌های امن بود هم یک حداقل استاندارد‌هایی‌ داشت. هدف از حصر قطع ارتباط است، دور نگاه داشتن از بستر جامعه است و به این وسیله، از حیث تاثیر خارج کردن. نه اینکه ابزار شکنجه باشد، نه اینکه ابزار انتقام گیری باشد ...

آنچه که بر سر این سه عزیز آمده "حبس" هم نیست: بدترین محبوسان جمهوری اسلامی هم از مزایایی برخوردارند؛ محل نگهداری‌شان مشخص است، در بدترین حالت هم مشخص است که چه نهادی مسول سلامتی‌‌شان است، غذاشان چه هست و چه کسانی‌ از آنها مراقبت میکنند. اگر کاهلی در درمان پیش بیاید، اگر اعتراضی باشد  قابلیت اطلاع رسانی هست. اصلا در کمترین حالت دادگاه داشته اند، هر چند غیر عادلانه. وکیل داشته اند، هرچند با دسترسی ناقص ... 

حالا یک نفر به خیل پرسشگران با یک اطمینان بالا بگه میرحسین و خانم رهنورد کجا نگهداری میشوند؟ چه میخورند؟ شرایط نگهداری‌شان چگونه است؟ ملاقات؟ وضعیت سلامت؟ اصلا اگر فردا بخواهند اعتصاب کنند، چه کسی‌ خبردار میشود؟ اصلا اگر اتفاقی‌ برای‌شان بیفتد و خدای ناکرده خللی در شرایط سلامتی‌شان پیش بیاید، دقیقا کدام نهاد مسول است؟ اصلا کدام نهاد مسئولیت قبول کرده؟ سپاه؟ اداره زندان ها؟ اطلاعات؟ دادگاه داشته اند؟ دفاع؟ اصلا به چه محکوم اند؟ از وکیل بگذریم، خانواده‌شان چقدر از روند برخورد‌ها اطلاع دارند؟ این شرایط شامل حال شیخ هم هست، حصر ایشان هم یکی‌ از بدترین حصر‌های تاریخ این نظام است، غیر از بحث مکان و ارتباط هفتگی با خانواده، تک‌تک مسائل بالا در مورد ایشان صدق می‌کند. 

این سه عزیز نه حصرند و نه حبس؛ ربوده شده اند، دزدیده شده اند، کاملاً سازمان مند و توسط بخش‌هایی‌ از نظام، به طریقی که حتا نمیتوان آن را به پای همه نظام نوشت که اگر این‌گونه بود و مجموعه نظام از ابعاد و مختصات آن اطلاع داشتند، باز نگرانی کمتر بود که با وجود ساختار غیر یکدست، میشد انتظار داشت که حداقل در بخش اطلاع رسانی شرایط اینقدر فاجعه آمیز نبود. به نظر می‌رسد بخش‌هایی‌ از نظام مسول این ربایش اند و باقی‌ بخش‌ها ارعاب شده اند، تنها نظاره گرند. و نگران کننده‌ترین بخش این است که به نظر می‌رسد نگهداری از ایشان به دست نهاد‌ها و شخصیت‌هایی‌ سپرده شده است که از ایشان کینه تاریخی‌ دارند  ...

۱۳۹۱ مهر ۲۶, چهارشنبه

کسی‌ هست که سلام و درود ملت را به میرحسین برساند؟



بعد از ششصد روز حصری ظالمانه تر از حبس انفرادی، بی‌ ارتباط و اطلاع و دیدار‌های محدود، حتا بدون اطمینان از مکان. بعد از ششصد روز تعلیق، یک روزنه، یک امکان و یک "پیام": سلام مرا به ملت ایران برسانید. و حسرتی که کماکان گریبانگیر ماست: کسی‌ هست که پیام و درود ملت را به این شیرمردان بیرسند؟ بگوید که هنوز جایگاه‌شان قلوب ملت است؟ که هنوز منتظر یک امکانیم تا خیابان‌ها را سبز کنیم و امید را به جامعه بازگردانیم؟ که هنوز بر اصول ایستاده ایم و منتظریم تا فضا را دوباره به عطر حضور مان بیالاییم؟ کسی‌ هست که به میر بگوید که هنوز در حسرت تک تک آن‌روز‌هایی‌ هستیم که در کنار ایشان و با ایشان، دست در کار ساختن فردای ایران بودیم؟ که به میر بگوید که هنوز امیدواریم، مثل روز اول، به قدرت آن زمان‌هایی‌ که با هم، در کنار هم، جای به جای این کشور را به شور انداخته بودیم

۱۳۹۱ شهریور ۳, جمعه

نامه سفیران سبز امید خطاب به رئیس جمهور مصر در آستانه سفر به ایران


سفیران سبز امید، گروهی که متشکل از جمع بزرگی‌ از دانشجویان ساکن خارج از کشور است در نامه‌ای به محمد مرسی‌، رئیس جمهور مصر خواهان توجه ایشان به حصر رهبران جنبش سبز و دیدار با آنها شده است. متن این نامه به زبان‌های فارسی، انگلیسی‌ و عربی‌ به نقل از وبسایت رسمی‌ این مجموعه شرح زیر است
جناب آقای دکتر محمد مرسی، رئیس جمهوری عربی مصر
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام علیکم
ما به عنوان بخشی از جنبش سبز ایران، که میراث دار یک صد سال تلاش و مبارزه مردم ایران علیه استبداد است، از اینکه مردم مصر توانسته اند بعد از سالها تحمل استبداد و حکومت مادام العمر در یک فرایند دموکراتیک رییس جمهور خودشان را انتخاب کنند، بسیار خوشحالیم و تصور محقق شدن چنین رویایی که اداره امور کشور با رای و اراده مردم انجام شود ما را سرشار از امید می کند. مردم ما برای ایجاد تغییر در شرایط کشور از طریق انتخابات تلاش‌های فراوانی را از سال ۱۹۹۷ با انتخاب سید محمد خاتمی آغاز کردند و این تلاش‌ها در کمپین‌های گسترده انتخابات سال ۲۰۰۹ به اوج خود رسید. اما متاسفانه حاکمان کشورمان رای مردم را برنتافتند و در برابر اراده مردم برای تغییر ایستادند. آنها علاوه بر تقلب و مهندسی آرا اعضای ستادهای انتخاباتی و اصلاح طلب‌ها را بازداشت ، مطبوعات را توقیف، احزاب را منحل و مردم معترض را سرکوب کردند. تلاش برای باز یافتن حق رای کتمان شده مردم، خیزشی را به منصه ظهور رساند که جنبش سبز نامیده شد.
یک و نیم سال بعد وقتی در کشورهای منطقه نظیر مصر مردم علیه استبداد حاکم دست به قیام زدند، بار دیگر امید تغییر و شور و انرژی حرکت در درون ما اوج گرفت و دیدن شباهت‌های فراوان دوباره یادمان انداخت که استبداد ماندنی نیست. در اوج تلاش مردم مصر و سرکوب آنان از طرف حاکمان وقت، رهبران جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی طبق قانون اساسی که برگزاری راهپیمایی بدون حمل سلاح را آزاد می داند برای تاریخ ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ در خواست راهپیمایی جهت اعلام هبستگی با مردم مصر و تونس را دادند. بعد از این فراخوان مردم زیادی در تهران به خیابان آمدند، اما در کمال ناباوری حتی تجمع برای اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس نیز سرکوب و از آن تاریخ که بیش از یک سال و نیم می گذرد رهبران ما در بازداشت خانگی به سر می برند و فعالان سیاسی بسیاری همچنان در زندان‌ها هستند و حاکمیت مرکزی ایران علاوه بر تحدید شدید آزادی‌های داخلی‌، به حمایت‌های بی‌ چون و چرا از دیکتاتوری‌های منطقه‌ای بمانند سوریه نیز ادامه میدهد.
آقای رئیس جمهور،
ما می دانیم که شما خود زندانی سیاسی بوده و در کشورتان زندانیان سیاسی زیادی داشته اید و تجربه‌ای مانند آنچه ما اکنون داریم را در کارنامه خود دارید. برای همین ما به عنوان شبکه‌ای از گروه‌های دانشجویی و جوان ایرانی در سرتا سر جهان امیدواریم اکنون که به عنوان رییس جمهور برآمده از یک قیام مردمی به کشور ما سفر می کنید در دیدار‌های خود با حاکمان کشورمان از وضعیت رهبران جنبش سبز که بعد از درخواست راهپیمایی برای اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس در حصر بسر می برند سوال کنید. سرنوشت دیکتاتورهایی که به رای مردمشان پشت کردند را به آنها یادآور شوید و از آنها بخواهید که بجای تکیه کردن بر نهاد‌های نظامی برای اداره کشور، گوش به حمایت‌های مردمی فرا دهند. این اقدام شما میتواند گامی در جهت پیوند بیشتر مردم کشورهای منطقه باشد.
با آرزوی توفیق الهی
سفیران سبز امید
———————–
پیوند فایل تصویری و قابل چاپ نامه به فارسی
پیوند فایل تصویری و قابل چاپ نامه به عربی
پیوند فایل تصویری و قابل چاپ نامه به انگلیسی
———————–
ترجمه عربی نامه

الى حضرة الدکتور محمد مرسی، رئیس الجمهوریة العربیة المصریة
                                                                      بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم
نحن کوننا جزء من الحرکة الخضراء فی إیران؛ الحرکة التی وریثة نحو مأئة عام من نظال الشعب الإیرانی ضد الاستبداد، فرحون جدا من أن الشعب المصری و بعد أن تحمل سنین طویلة من الاستبداد و حکومة الفرد الواحد استطاع أن یختار رئیسه عبر عملیة دیمقراطیة و هذا ما یحیی آمالنا ایضا. و بذل شعبنا جهدا کبیرا لتغییر اوضاع البلاد نحو الاحسن عبر الانتخابات منذ عام ۱۹۹۷ بانتخاب السید محمد خاتمی رئیسا للبلاد. واستمرت هذه الحرکة حتى أن وصلت اکبر حملة انتخابیة فی عام ۲۰۰۹٫ و لکن مع الاسف رفض حکامنا ارادة الشعب فی التغییر و قاموا بانقلاب على الدستور. و علاوة على تزویر نتائج الانتخابات اعتقل الکثیر من اعضاء الحملات الانتخابیة و الاصلاحین و اغلقت الصحف و منعت الاحزاب و قمع المحتجین. و من خلال السعی الى احیاء اصوات الشعب نتجت حرکة تسمى الحرکة الخضراء.
و بعد اشهر، عندما قامت شعوب بعض الدول فی المنطقة و منها مصر بثورة ضد الاستبداد الحاکم عاد الامل فی التغییر و الحماس لنا و الشبه الکبیر بین بلدینا ذکرنا بأن الاستبداد لن یدوم. و فی خضم الثورة المصریة التی کان یسعى النطام الزائل قمعها، دعى قادة الحرکة الخضراء میرحسین موسوی و مهدی کروبی الى مظاهر فی یوم ال۱۴ من فبرایر عام ۲۰۱۱ للاعلان عن التضامن مع الشعبین المصری و التونسی. وکانت هذه الدعوة وفقا للدستور الإیرانی الذی یجیز المظاهرات السلمیة من دون حمل السلاح. و استجاب عدد کبیر من الشعب الإیرانی الى الدعوة و شارک الآلاف فی مظاهرات طهران. لکن کان رد السلطات عنیفا فقمع المتظاهرون الذین خرجوا نصرة للشعبین المصری و التونسی. و رغم مرور عاما و نصف عام على تللک الحرکة مازال القائدین قید الاقامة الجبریة منذ ذلک الحین و الکثیر من النشطاء السیاسیین ایضا مازالوا مازالو فی السجون. و نظام الحکم فی إیران مستمر بتقیید الحریات فی الداخل و بالدعم اللامشروط للانظمة الدیکتاتوریة فی المنطقة کانظام السوری.
حضرة الرئیس؛
نحن نعلم أن فی بلدکم کان الکثیر من السجناء السیاسیین فی ایام النظام البائد و مررتم انتم ایضا بتجربة کالتی نحن نمر بها الیوم. و لهذا نحن کوننا مجموعة من الطلبة و الشباب الإیرانیین فی مختلف ارجاء العالم نأمل منکم بصفتکم رئیسا لنظام ناتج عن ثورة شعبیة أن تفتسروا فی لقائاتکم مع حکام بلدنا عن وضع قادة الحرکة الخضراء الذین فرضت علیهم الاقامة الجبریة بعد الدعوة لتظاهرة نصرة للشعیبین المصری و التونسی. نحن نطالبکم أن تذکروهم بمصیر الحکام الذین اداروا ظهروهم الى شعوبهم و أن تحثوهم على العودة للشعب بدل الاتکاء على الاجهزة الامنیة و العسکریة. و عملکم هذا یعتبر خطوة فی اتجاه التقارب بین شعوب المنطقة باجمعها.
و من الله التوفیق
جمعیة شباب سفراء الحرکة الخضراء فی إیران
۲۴ أغسطس ۲۰۱۲
———————–
ترجمه انگلیسی نامه
To the Honourable Dr. Mohammed Morsi, President of the Arab Republic of Egypt,
In the Name of God, the Compassionate, the Merciful
We, as a part of the Iranian Green Movement and as inheritors of a hundred years of struggle against tyranny, are very pleased to bear witness to the democratic transition of power in Egypt, in which the people of a nation has decided about its future in a peaceful process. A country being governed by the will of its people is a dream come true, and it fills us with hope for the future of the Middle East. The people of Iran have strove for many years to improve the prevailing circumstances of the country and to bring about change through a democratic process. After electing Mr. Mohammed Khatami in 1997 as the president, these struggles culminated with the presidential election in 2009. However, the regime chose to oppose the people’s choice of change by manipulating the election result. This was followed by the arrests of reformists and members of opposition campaigns, the closure of independent media, the dissolution of many political parties, and the brutal cracking down of post election protests. The protests by Iranian citizens demanding to know what had become of their stolen votes, led to the birth of what is now known as the Green Movement.
A year and a half later, the Green Movement was revived and gained momentum when neighbouring countries in the region, including Egypt, began to rise against their authoritarian regimes; we remembered, once again, that tyranny will not last. On the 14th of February 2011, during the height of the uprising in Egypt, the leaders of the Green Movement, Mirhossein Mousavi and Mehdi Karroubi, called for a peaceful demonstration in solidarity with the people of Egypt and Tunisia, according to the constitution of Iran which allows such peaceful demonstrations. Many Iranians responded to the call by coming to the streets of Tehran; an act which was violently suppressed and led to the arrests of a large number of political activists and ultimately to the illegal house arrest of the leaders of the Green Movement. Moreover, the Iranian government continued an unchangeable support for the dictator of Syria.
Mr. President,
We know that you have yourself been the victim of political imprisonment in your country. We share this experience. When you, as a democratically elected president, travel to our country, we implore you to express your concern regarding the continued detention of the leaders of the Green Movement, keeping in mind that it is the result of their calls for solidarity with the people of Egypt. In your meetings with the officials of the Iranian government, we ask you to remind them of the fates of the leaders who kept turning their backs on the votes of their people, and to urge them to govern their country relying on the support of the Iranian people rather than military forces. We are confident that your support in this matter can result in the strengthening of the unity between the nations of the region.
Yours respectfully,
The Green Messengers of Hope of Iran

۱۳۹۰ بهمن ۷, جمعه

ما ملت حماسه سازیم؛ آغاز نظرسنجی هماهنگ در مورد مسیرهای راهپیمایی و تجمع در شهر‌های مختلف


زمزمه‌ای بگوش می‌رسد و نسیمی وزیدن گرفته، باید که من و تو "ما" شویم تا این زمزمه را به فریاد و این نسیم را به طوفانی تبدیل کنیم تا پایه‌های حاکمان مستبد این سرزمین را بلرزانیم، باید که من و تو "ما" شویم تا این شعله کم نور، اما زنده و زاینده را به مشعلی تبدیل کنیم تا دوردست‌ها را روشن کند. 


۲۵ بهمن ماه در پیش است، روزی که یادآور یک حماسه بود، روزی که ما در میان بهت حاکمان و حیرت ناباوران به جنبش سبز دوباره خیابان‌های تهران را در جواب رهبران مان سبز کردیم. روزی که حاکمیت حیلتی جدید آغاز کرد که دیوار حصر بر گرداگرد رهبران مان کشید تا ما را مأیوس و جنبش را بمیراند. و اینک این "ما"ایم که باید این حیله را ناکار کنیم. 


برای این "ما" شدن و ماندن احتیاج داریم که مشارکت کنیم، نظر دهیم که یکی‌ از راه‌های آن مشارکت در برنامه ریزی است. نظرسنجی از طرف گروه‌های سبز طراحی شده که در وبسایت‌ها و صفحات مختلف به مشارکت گذشته شده، موضوع آن انتخاب مسیر‌ها در شهر‌های مختلف است. مشارکت کنیم.