۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه
میرحسین، به حرمت همه همراهیهایت همراهتیم
۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه
خلا محسوس میرحسین و حدیث مرغان بدآهنگی که هویت شان در حمله به میراث موسوی تعریف میشود
جنبش بی رهبر عبارتی بود تا استفاده شود برای انکار نقش میرحسین و خیل فعالین سیاسی که این جنبش بر شانه های آنها شکل گرفت، جنبشی که فداکاری ملتی ان را به پیش برد. اینک کجاییم؟ شعار های مان کجاست؟ میثاق هایی که به مانند محوری ما را دور هم جمع کرده بود: پرهیز از بی اخلاقی های مرسوم دنیای سیاست، خشونت گریزی، قانون مندی، .... .
میرحسین عزیز نیست، مشارکتیهای موثر یا دربندند، یا در حصر، بچههای مجاهدین انقلاب اسلامی نیز به همین قسم، کروبی هم حصر پایش را بریده، نتیجتا این شده وضع جنبش سبز. و چه طنز تلخی است حدیث امروز سازهای ناکوکی که سابق بر این فعالین رو به سخره میگرفت و مرغان بدآهنگی که هویتشان در کوبیدن آنها تعریف میشد. مدعیانی که با بی اخلاقی چنان مظلومانه اینک با استفاده از غیبت این عزیزان جبهه خود را عوض کرده اند و مدعی میری شده اند که تا دیروز هدف تیرهایشان بود.
میرحسین عزیز نیست و ما دلتنگ همان چند خط بیانیه های ماهیانه هستیم که جنبش را پویا و بر مسیر نگاه میداشت. میری که زمانه با اندکی تاخیر صدق رفتار ها و تصمیم هایش را تایید کرد. آخرین امضایش پای یک منشور است و یک تشکل بنام تشکل راه سبز امید، منشور و جبهه ای که باید میثاق های امروز ما بمانند. دو میثاقی که امروز هدف حمله کسانی است که تا دیروز حضور موسوی، حمله کنندگان به خود ایشان بودند.
۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه
جایی برای نفس کشیدن باقی مانده؟ بهروز صمدبیگی، خبرنگار اصلاح طلب ناپدید شد

یادش به خیر روزهای نه چندان دور ایران. روزهای دانشجویی و پس از آن، روزهایی که از صدقه سری اندک فضای باز دولت اصلاحات این امکان را داشتیم که بئا بر آنچه که درست میپنداشتیم فعال باشیم، در تشکلی، نشریهای یا جمعی دوستانه. همیشه دری پیدا میشد که باز باشه، واسه هر اندیشه ای. یادش به خیّر که وقتی الان بهش نگاه میکنیم عین رویا میمونه، آنقدر دور که گاهی فکر میکنم که شاید خواب بوده.
امروز هر کدام به سمتی هل داده شدیم: بنا بر شرایط به یکی از سه مسیر زندان، انزوا یا مهاجرت رانده شدیم. هر کدام در گوشهای صدای مان را بریدند. چند روزی است که باخبر شدیم که یکی از آخرین حلقههای این گروه، معتدلترین آن، بهروز صمدبیگی هم ناپدید شده. موبایلش خاموش است و خانوادهاش هم اظهار بی اطلاعی میکنند. میگفت تهدید شده، میگفت با توصیه اخراج میشده، میگفت جایی نمانده، یک ماشین در غیبت اش ازش پرس و جوی کرده. اینها برای بهروزی اتفاق افتاده که ترجیح میداد فریاد نزند تا امکان حداقل آرام صحبت کردن برایش بماند. امکان این برایش بماند که روز تجمع ها، دوربینی یا موبایلی به دست بگیرد و اخبار خیابانها را زنده به همه جای دنیا مخابره کند تا از مرگ آنها جلوگیری کند. بد زمانهای شده.
بهروز صمدبیگی نمادی است از دسته خبرنگارانی بود که تا آخرین ذره هوا ترجیح میدادند که بمانند و تنفس کنند تا این عرصه زنده بماند، تا آخرین جایی که امکانش هست. و حاکمیتی که ترجیح میدهد که صدایی بلند نباشد، مگر به زبان مدح و تحسین.
امسال میر عزیز و سهراب و محمد مختاری و تاج زاده و بعضی دیگر از عزیزان مهمان سفره هفت سین من اند، شاید شما هم از این عزیزان مهمانی داشته باشید!
۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه
تشکیک در ستونهای جنبش، بازی حاکمیت

بحثهای چند روزه اخیر مطروحه در سطح رسانهایهای مجازی و تلویزیونی، در مورد بروز تشکیک در صدقیت بعضی رسانهایهای نزدیک به میرحسین موسوی و حتا خانواده ایشان، فارغ از بررسی نیت و فعل بانیان اولیه آن، لزوم بررسی هرچه بیشتر و پرداختن هر چه سریعتر این نقطه آسیب پذیر را یادآوری کرد. ایجاد ستونهایی که جنبش اعتراضی ایران حول محور آن شکل بگیرد تا از افتراق و هرزه کاری و انشقاق و سوء تفاهمات، در بدنه حجیم و متکثر آن جلوگیری شود چیزی بود که از همان روزهای اول شکل گیری این حرکت اعتراضی احساس میشد و حتا گامهای بسیاری مؤثری، چه در سطح اتاقهای فکر و اتاقهای تحلیل جایگزین و چه در سطح رسانهای برداشته شد. اما نقش این گروه و نوقت آسیب پذیر آنها کجا بود؟ شاید بهتر باشد داستان این تشکیک از عنصر رهبری و لزوم داشتن رهبریت متمرکز آغاز شود تا تصویر بهتری از مشکل داشته باشیم.
حاکمیت خط به خط کارهایی را که علیه سران جنبش انجام داد اینجا هم تکرار کرد. ابتدا به امر و عمد نقش آنها را ندیده گرفت، سپس دست به تخریب مستقیم زد، و بعد از آن با پخش شایعات و شبهه و حمایت غیرمستقیم از مراکزی که به این اعمال دامن می زد سعی در کاهش دامنه نفوذ و بالطبع آن تاثیرگذاری آنها کرد. البته توجه شود که این کمک غیرمستقیم حتا با القای باورهای نادرستی هم می تواند صورت گیرد که بوسیله درز مصنوعی اخبار اشتباه انجام میگیرد: چنین اخباری افراد را به جایی می رساند که نتیجهای نادرست حاصل می شود که خود این نتیجه دقیقا همان چیزی است که حاکمیت آرزو دارد باشد.
۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه
قطعه ۲۴۹، ردیف ۸۳، قبر ۶، خانه ابدی برادر کوچکترم، محمد مختاری

