نظام آن نیست که حاکمان ادعا میکنند
و در تریبونها میگویند، ماهیت حاکمیت را باید اتفاقا در رفتارهای عاملینی از
نهاد دولت جستجو کرد که با مردم در ارتباط مستقیم اند: اگر رفتاری سازمانمند و
مداوم در ارتباط با مردم حادث شود، حتا اگر در سطوح عالیرتبه با آن مخالفت
کلامی شود، حتا اگر برخوردهای مقطعی نیز صورت بگیرد، بطوریکه در نتیجه آن رفتار
منقطع نشود، آن رفتارها تعیین کننده مختصات هویتی نظام و حاکمیت است. تنها زمانی
رفتارهای خارج از عرف و قانون در نهادی همه گیر میشود که به نوعی برای آن توجیهی
باشد، مشروعیتی برای آن تعریف شود، در چنین حالتی اگر نهادهای بالادستی بخواهند
تغییری مداوم در شرایط ایجاد کنند، باید به سراغ ریشهها و عوامل مشروعیت زا بروند
و اصلاح و برخورد را از آنها شروع کنند.
.jpg)
رطب خورده منع رطب چون کند؟
کاری که
مامورین نیروی انتظامی یک نهاد با "ستار" کردند، محل مشروعیتاش خود
نظام است. آنچه که بر سر ستار آمد قبلا مجموعه حاکمیت با بخش بزرگی از ملت
انجام داد و از این طریق، به واضحترین شکل ممکن، پیش نهادهای پایین دستی آن را
مجاز شمرد، به آنها مشروعیت بخشید. اگر نظام بخواهد رفتاری متفاوت از بخشهای پایین
دستی مشاهده کند، ابتدا به امر باید رفتاری متفاوت از خود به آنها نشان دهد.
پرونده شکنجهها هنوز باز است و هنوز تعداد زیادی از عزیزان، روزانه درگیر انواع
آن اند. "کهریزک" هنوز نامی آشنا است و عاملین اصلی آن هنوز در
عالیرتبهترین بخشهای حاکمیت مشغول خدمت! اند. منتقدین هنوز در حصر و حبس اند و
هنوز هیچ ارادهای از طرف نظام برای روشن شدن زوایای تلخ جنایات اخیر مشاهده نمیشود.
برای اصلاح امور هنوز راهی دراز باقی مانده، مسیری که متاسفانه، مجموعه نظام هیچ
ارادهای برای پیمودن آن ندارد.
برخوردهای مقطعی و چکشی تنها زدودن
سرشاخههای بیمار از درختی است که میزبان یک بیماری گسترده است، زدودن موقتی آثار
بیماری است که روزبروز گسترده تر میشود، بیماری که در پناه چنین عملی پنهان به
رشد خود ادامه خواهد داد و روزی، قوی و لاعلاج باز ظهور خواهد کرد. "هرس
کردن" مفید است، اما چاره نیست، باید به ریشهها پرداخت.







