‏نمایش پست‌ها با برچسب محیط زیست ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محیط زیست ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ بهمن ۸, سه‌شنبه

یک تشییع جنازه به وسعت همه ایران

نشستم فیلم سلاخی کفتار توسط گروهی روستایی (شما بگو هموطن، بگو من، تک‌تک ما) دیدم، اینبار اطراف اصفهان بود، ماه قبل خراسان بود، ماه قبل ترش یک جایی‌ تو شمال، قبل ترش مشکین شهر، خرم آباد، سمیرم، بوشهر ... : نمیدونم این چه مرضی است که به جون ما افتاده؟ این چه اصرار بر خود ویرانگری است که گریبانگیر ما شده؟ تصمیم گرفتیم کشور و با همه داشته‌هایش به هیچ تبدیل کنیم، جنگل و به مرتع و مرتع و به بیابان و همه اینها را به یک آشغال دونی بزرگ تبدیل کنیم تا میزبانی پس مانده‌های زندگی‌ بی‌ فایده ما رو کنه. همه تلاش مون و می‌کنیم تا دریای شمال و از ماهی‌ و کوه‌های جنوب از ‌خرس سیاه و مراتع مرکز از هر چه پستاندار است پاک کنیم. آهوی محصور در حصار و سلاخی کنیم و راسوی پناه گرفته در سوراخ و با دود بیرون بکشیم تا به ضرب چماق له‌ کنیم. منتظریم یک لحظه چشم جنگلبان و دور ببینیم تا با تفنگ بیفتیم به جون پرنده‌های نگونبخت، یک لحظه چشم جنگلبانی و دور ببینیم تا بیفتیم به جون درخت‌ها تا چند متر به زمین‌های کشاورزی مان اضافه کنیم، وقتی‌ هم که به بحث آسیب شناسی‌ می‌رسه یقه دولت و میگیریم و توطئه‌های پشت پرده و نبود مدیریت و اراده و مسٔولیت، و اصلا حواس مون نیست که اینبار این فقط ماییم که قاتلیم، جنایتکاریم، ویران گریم.  
باید به حال این کشور زارزار گریست، وقتی‌ معروف‌ترین مدافع رسانه‌ای محیط زیست کشور و با لاشه شکار غیر قانونی کل شکار شده میگیرند، باید برای محیط زیستش یک تشییع جنازه بزرگ به وسعت همه ایران، همه یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع آن برگزار کرد و تمام کرد. برکت از این خاک رفته، از این مردم رفته، ربطی‌ هم به مشیت الهی ندارد، محکومیم به نابود شدن.