۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

چهارشنبه سوری جشنواره نور علیه تاریکی‌ است و آقای خامنه‌ای حق دارد آن رو مغایر با شرع و آئین خودشان بداند



آقای خامنه‌ای در اقدامی قابل تحسین حساب شرع مورد تعریف خودشان را از چهار شنبه سوری جدا کردن و حساب خودشان را از آداب و رسوم مورد احترام در میان جامعه ما ایرانیان که البته کیست که نداند و نفهمد رابطه ایشان را با نور و روشنی و دوستی‌ ایشان را با ظلمات شب! کیست که نداند که ظلمات است که بودن ایشان را دوام میبخشد و قوانین و هنجار‌های ایشان و دینی که ایشان پیامبر ایشان است را بر جامعه مسلط می‌سازد! کیست که نداند که در آئین ایشان چه کارهایی قبیح است و چه کارهایی شایسته تقدیر، چه اعمالی بندگان حلقه به گوش ایشان را به بهشت می‌رساند و چه کارهایی به جهنم متصور در زندان‌های "رجائی شهر" و "اوین" ایشان! اقائ خامنه‌ای فقط از مهمترین ابزار‌های خود دفاع می‌کند که همان تاریکی‌ و نادانی‌ متصور در آن است که باید فرق باشد بین ایشان و میر حسینی که این شب را "جشنواره نور علیه تاریکی‌ میداند". باید فرق باشد بین ایشانی که تجاوز و شکنجه کردن در دستگاه ایشان موجب عزت است و فردی که حتا جواب به توهین را برنمیتابد، باید باشد!

فردا شب جشن نور است، جشن روشنی است، شب پاسداشت حقیقت است و جنگ بر علیه شرارت تاریکی‌! شبی‌ است که "به حفظ هویت" و "تاکید بر فرق هایمان" انزجار خود را از تاریکی‌ و پایبندی خود را به سنّت روشنی اعلام میداریم! شبی است که فارغ از دینمان و یا بی‌ دینی مان، تفاوت‌های خودمان را فریاد می‌زنیم، تفاوت‌هایمان با آئین این بی‌ شرفان که انسانیت انسان را هدف گرفته اند با شانیت آن را غیر محترم میکنند

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

موسوی و تاج زاده و جمله‌ای که باید به شعار جنبشمان تبدیل کنیم



صحبتهای موسوی در دیدار با تاج زاده برای شخص من حاوی یک آرامش بزرگ بود، از طرف مردی که پخته مبارزه کردن را بلد است و آرام بودن در فضایی که همه فقط فریاد میزنند. " همه می ایستیم تا به هدفمان برسیم", این جمله موسوی بود, عبارتی که باید تکرار شود، باید زمزمه شود و به شعار برای جنبشی تبدیل گردد که هیچ فرد قادر به اندیشیدن، برای آن مرگی متصور نیست! این آرامش ارمغان دیدن بهزاد نبوی هم بود آنگاه که بعد از ماه‌ها تحمل رنگ زندان پاابه بیرون نهاد و لبخند‌های مستانه خود را به فریاد و امید تبدیل کرد، فریادی بر سر حاکمیت و امیدی برای ما که بنگرید که تا کجا پیش آمده اید! از صفایی فراهانی، آنگاه که بعد از آزادی با همان رویه آشنایی سالهای اخیر بی‌ جنجال پذیرایی عبدالله نوری شد که همه می‌دانند که این مرد در سکوت میجنگد!

استقامت رمز پیروزی ماست و تداوم رویه ما در این راه طولانی‌ که گام به گام و لحظه به لحظه رشدمان میدهد! به مانند کودکی گام به گام پیمودن را آغاز کردیم و بالیدیم، تا آنجایی‌ که حاکمیت از قامت مان هراسید و آنگاه به دسیسه روی آورد و دام از پس دام بر سر راهمان گسترانید تا بکند آن کاری که به لطف ضرب باطوم و آتش گلوله توانست بکند!

اینک بر ماست که آگاهی‌ و بلوغمان را به اسلحه و ابزار دستمان تبدیل کنیم برای تراش این کوه سخت سر که صدای بلند آن خبر از درون خالی‌ آن میدهد! امید را فریاد زنیم که پیروزی چندان دور نیست

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

تاج زاده، بزرگمرد عرصه استقامت، آزاد شد


مختصر که همین الان با خبر شدم که تاج زده آزاد شد، خبر از منبع موثقه، خیلی‌ خوشحالم، نه برای این مرد که مطمئنم این مرد حبس را به آزادی در چنین فضایی ترجیح میده، برای خودم خوشحالم، برای دوستانم که میتونیم یک مرد را در کنارمان داشته باشیم

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

آیا هنوز میتوان به جمهوری اسلامی، حکومتی که نه اخلاق در آن حرمت دارد و نه قانون، ملتزم ماند؟


خط التزام بنده به جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک واحد سیاسی، اعتقاد بر این قضیه بود که در این ساختار سیاسی سطحی از دموکراسی حیات دارد: امکان فعالیت جنبش منتقدی مثل تحکیم وحدت در سطح جامعه موجود است و فردی مثل خاتمی امکان رئیس جمهور شدن را دارد، اعتقاد به این بود که در حوزه فرهنگ کتابی‌ مثل حکومت ولایی قابل چاپ است و آشوری و بشریه محدودیت کمی‌ برای نشر اندیشه دارند، حزبی مثل مشارکت قابل تاسیس است و امکان جذب بدنه تحول خواه جامعه و فعالیت به قصد کسب قدرت سیاسی را دارد! التزام من اینگونه تعریف میشد که به ساختاری پایبندم که سپاه بر اساس سخن صریح بنیانگذار آن و نص صریح قانون آن امکان دخالت علنی در امور سیاسی را ندارد و رهبر آن به هر حال حفظ ظاهر می‌کند و آنقدر قانون محترم است که کسی‌ علناً بر غیر آن عمل نکند! سوال بنده این است که آیا هنوز این امکان موجود است؟ آیا هنوز آنقدر حوزه فعالیت گسترده است که نه کسی‌ مثل رامین یا بهزاد نبوی، که مثلا فردی مثل حسن خمینی در آن هتک حرمت نشود؟ آنقدر قانون حرمت دارد که نماینده مجلس از حوزه تهران مستقیماً حرف از مهندسی‌ انتخاباتی بزند که تنها به سبب میل رهبر موجه میشود، اگرچه بر خلاف نص صریح قانون باشد! آیا می‌توان به قانون کشوری ملتزم ماند که اخلاق در آن چنان ملعبه دست بی‌ شرفان سیاست ورزی است که میتوانند بکشند، شکنجه کنند و بی‌ آبرو سازند و باز هم حرف از آن بزنند و رهبر آن چنان راسا، بی‌ توجه به وجود گزاره‌ای به نام قانون، دست به محدود سازی فعّالیتی بزند که حتا فردی مثل موسوی در آن جای نگیرد؟ چنان مصیبت گسترده شود که آقایان مرجع تقلید معرفی‌ کنند و حذف کنند و دستگاه قضائی آن برداشتن سنگی‌ را مصداق محاربه بداند؟

ننوشتم که بگویم ملتزم نیستم که تا زمانی‌ که رهبران مورد وثوقم بگویند که بمانم می‌مانم که مدت هاست که می‌دانم که ممکن است که به تنهایی‌ فکر کنم، ولی‌ قطعاً به تنهایی‌ تصمیم نخواهم گرفت

۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه

آقای خامنه ای، جای فاعل و ظرف مکان را اشتباه ذکر فرموده اید











آقای خامنه‌ای فرموده اند که بعضی‌‌ها صلاحیت حضور در چارچوب نظام را از دست داده اند، ولی‌ من فکر می‌کنم جای ظرف مکان و فاعل را اشتباه ذکر کرده اند، نظام صلاحیت حضور بعضی‌ از افراد را در چارچوب خود در پناه بی‌ درایتی ایشان از دست داد! نظامی که همه جا میگفتیم دارای سطحی از دموکراسی است به جایی‌ رسید که ترجیح داد چارچوبی تنگ تر ببرد تا امنیت جایگاه آقایان تهدید نشود، جایگاه‌هایی‌ که شاید روزی در سایه بی‌ درایتی ما توسط جناحی تصرف شد، ولی‌ حق انتخاب جدید و جبران اشتباه، برخلاف نص صریح قانون از ما سلب شد! موسوی و کروبی و خاتمی عزیزان دربند و آزاد شرف‌های این نظام بودند، نماد‌هایی‌ بودند که به پشتوانه آن وجه دموکراتیک نظام اندکی‌ از سطح صفر فاصله پیدا میکرد که خالی‌ شدن ظرفیت نظام از در بر گرفتن آنها یعنی‌ غلتیدن نظام در استبداد محض، در دیکتاتوری مطلق، رد شدن از مرزی که التزام بسیاری از ما با آن معنا پیدا میکرد!

۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

در راستای با مناظره‌های صدا و سیما؛ این بازی را تمام کنید که خواست‌ها روی میز و مناظره کنندگان واقعی‌ در کنج زندان اند


حرفهای این آقای اطاعت بد نبود، فقط چند تا مساله: ۱- یادمان نمی‌رود که متکلمان، کسانی‌ که ما انتظار داریم پای این میز مباحثه بنشینند و نقش نمایندگی‌ ما را ایفا کنند ، به خنده دار‌ترین اتهامات ممکن هنوز کنج زندانند، صفایی فراهانی، تاج زاده، نبوی، رمضان زاده،... پس در بهترین حالت ایشان فقط نماینده ما نیستند که اگر بودند صدا و سیمایی که روشنی روز را انکار می‌کند میزبان شان نمی‌شد

۲- تلطیف فضا با این اقدامات اتفاق نمیافتاد، به راهکارهای پنج گانه موسوی و نامه کروبی بنگرید تا گام‌های نخست را بیابید: اسرای دربند و عزیزان از دست رفته، مساله ریاست جمهوری، مطبوعات آزاد، آزادی بیان، تضمین آزادی انتخاب،....

۳- نمی‌توان در عرصه مطبوعات قانون جنگل حکمفرما کرد و در این عرصه، با برپایی چنین نمایشنامه‌ای ادعای تریبون دادن به مخالف کرد! نمی‌توان در تریبون‌های رسمی‌ و روزنامه‌های سوبسیدی اتهام محارب را قلقله کرد و حرف از آزادی مخالف زد، بازی خورندگان این نوع سیاست ساده اندیشانی از جنس خودتان هستند که انتخابات، فرصتی که آینده نظامتان را تا ابد تضمین میکرد را تبدیل به بزرگترین تهدید امنیتی کردید که این حماقت در تاریخ ثبت خواهد شد

۴- تا لحظه نگارش این متن هیچکدام از وبسایت و کانال‌های شناخته شده جنبش این حرف‌ها را انعکاس نداده اند، حتا خبرگزاریهای مستقل مورد توافق به این سخنان که به ظاهر آن بسیار جنجالی است را به لیست اخبار خود نیفزوده اند و این یک پیام است که این بازی، بازی خودتان است. در بهترین حالت، همانطور که ذکر شد، آقای اطاعت فقط نماینده ما نیستند.

۵- اگر می‌خواهید گفتگو و مباحثه به راه بیندازید بازی به راه نیندازید که مخاطبان آن را می‌شناسید و خواست‌های آنها را! اینها یک عده تندرو انقلابی و عاشق ویرانی نیستند که تنها نمایندگان خواهش‌های مردمی بی‌ شمارند که در روز بیست و دوم خرداد انتخاب شدند. اهل سیاستند که واقفند که مذاکره ، ترجیحا، میدان امن تری است برای پیگیری مطالبات. نمیتوانید با این گونه بازی‌ها میدان را از آنها بگیرید و بدهید به دست امثال کواکبیان که صریحأ فرموده اند که قائل به تقلب در انتخابات نیستند و حضور در مراسم رئیس انتصابی را به بودن در میان مردم معترض ترجیح دادند

بازگردید به خواست‌های روشن سران جنبش، این یگانه راه برون رفت از بحران است، بحرانی که ادامه آن دودمان شما را بر باد خواهد داد

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

به هوش باشیم که برنده این دعوا ما نیستیم. مرتضوی و حسینیان اتفاقا مدیران موفق آن جریانند که بازی خود را زیبا آموخته اند


کاتوزیان در چند نوبت به مرتضوی میتازد و مرتضوی جوابی‌ میدهد و تهدیدی می‌کند و دیگر بار تهدید خود را باز پس می‌گیرد. کمیته بررسی مجلس، به ریاست تجری، نماینده اصولگرا نتیجه گزارش را ارائه میدهد و مرتضوی را مقصر اصلی‌ این داستان معرفی‌ می‌کند و در پی‌ آن روح الله حسینیان، دیگر نماینده شناخته شده اصولگرا مجلس، یکی‌ از ارائه دهندگان اصلی‌ طرح اجرای ۵ روزه حکم محاربان، که داستانی پس طولانی‌ تر از انتخابت اخیر دارد و به دورانی برمیگردد که در راس مرکز اسناد انقلاب هر چه می‌خواست میگفت و به هر که می‌خواست می‌تاخت، استعفا میدهد! این حکایت، داستان ما نیست، ماجرای دعوی دسته راهزنان است بر سر غنیمت. برنده آن ما نیستیم که از زمین خوردن یکی‌ و باز برخواستن آن یکی‌ خوشحال شویم و فریاد شادی بردهیم. مرتضوی و حسینیان مدیران موفق یک سیستم جنایت کار و جنایت پرورند که از اینگونه مدیران کم ندارد. کهریزک حاصل تدبیر حکومت است، نه سؤً نیت فردی مثل مرتضوی که این جریان را به وی بکاهیم و از متهم شدن آن پایکوبی کنیم. به گوش باشیم و به هوش. این داستان بازیگرانی دارد باهوش که الزاماً با هم توافق ندارند، ولی‌ به هر حال با ما نیستند و دغدغه‌های ما را ندارند